سفرنامه ناصرالدین شاه به طالقان

ناصرالدین شاه

سفرنامه های ناصرالدین شاه

ناصرالدین شاه به سیر و سفر و سفرنامه نویسی علاقه فراوانی داشت. او سفرهای متعددی به اروپا ، فرانسه ، گیلان ، خراسان ، عتبات ، و… داشته است که سفرنامه های او عموماً به چاپ رسید است و بعضی سفرنامه ها هم که توسط وزرا و كاتبان مضاف بر ناصرالدین شاه نوشته می شده در کتابخانه مجلس ، مرحوم آیت الله مرعشی نجفی و کتابخانه ملک و گلستان موجود می باشد که قابل استفاده است او در سال 1301 هجری قمری از رودبار کلاردشت به پراچان طالقان آمده و از مسیر جوستان به گردنه عسلک رفته و عازم شهرستانک میگردد. آنچه در سفرنامه از ناصرالدین شاه نقل شده است کتابت روزانه امور پادشاهی او بوده است که برای فهمیدن فضای فکری و نگاه دینی او، همچنین شناخت طالقان در زمان قدیم بسیار مفید است.

سفر ناصرالدین شاه به طالقان

اولین کتاب جغرافیای طالقان

سفر ناصرالدین شاه به طالقان و تالیف اولین کتاب راجع به جغرافیا و تاریخ طالقان به دستور او توسط محمد حسن خان ااعتمادالسلطنه شرح این سفر را در روزنامه ایران تحت عنوان ” اخبار رسمی اردوی همایونی ” می‌نویسد
این نوشته بیشتر در وصف اوضاع و احوال جغرافیایی این نواحی به خصوص کوه‌ها و یخچال‌های تخت سلیمان ” نضارت و خضارت و صفا و طراوت رساتیق مرغوب طالقان و کوههای سبز و خرم و هوای بغایت لطیف آن ” بوده است. اعتمادالسلطنه در پایان این خبر می افزاید جغرافیای طالقان مفصلا نوشته شده است که ان شاء الله در نمره بعد مندرج خواهد شد
بدین ترتیب در 15 نمره دیگر روزنامه ایران کتاب جغرافیای طالقان منتشر گردید. یک نسخه خطی جغرافیای قدیم طالقان منسوب به اعتماد السلطنه به شماره 60 در کتابخانه ملی محفوظ است . نسخه دیگر این کتاب تحت عنوان ” جغرافیای قدیم و جدید طالقان و تواریخ و حکایات متعلقه ” در کتابخانه وزارت دارایی در تهران است. همچنین کتاب جغرافیای طالقان به صورت ضمیمه در کتاب فشندک اثر ارزشمند هوشنگ پور کریم منتشر گردیده است.

مسیر سفر ناصرالدین شاه به طالقان

بخش‌هایی از سفرنامه ناصر الدین شاه به طالقان

روز یکشنبه دوم ذیقعده


باید برویم به طالقان جایی که در حقیقت خودمان بلد نیستیم و به حرف مردم می رویم تا ببینیم چه می شود.دیشب به واسطهء درد سر و تنگی نفس و دل طپش که داشتیم، هیچ نخوابیدم زود دراز کشیدم مثل حالت غش و بی هوشی، چند ساعتی خوابم برد.نیم ساعت به دسته مانده از خواب برخاستم جاده هم نزدیک به سراپرده بود برای حرکت مال و بنه قال و مقال زیادی بود دم فرستادم پیش امین السلطان کهژ جلو بارها را نگاه دارد تا ما و حرم بگذریم امین السلطان جلو بنه را نگاه داشت، کار غلطی که شده بود این بود که فراش باشی به ملاحظه این که سراپرده پیدا بود جلو بنه را از جاده معمول گرفته بود از پشت چادرها بنه رد می شد می رفت روی برف ها و از آنجا داخل جاده می شد این بد بود.
خلاصه با کمال عجله سوار شدیم حرم را هم گفتیم زود سوار شوند بعد از این که ما و حرم از بنه ها رد شده بودیم، امین السلطان جلو بارها را ول کرده بود، معلوم شد روی آن برف مال و بنه بود که روی هم می ریخت راندیم، بلافاصله رسیدیم به روی برف، چه برفی، دنیا دنیا، محققأ قطر برف چهل پنجاه ذرع بود هی راندیم از روی برف، گاهی داخل جاده میشدیم، گاهی از روی برف، کوههای عظیم و غریب و عجیب داشت که این طور دیده نشده بود راه هم سینه مال، سر و بال می رود تیز و تیر نیست

روز سه شنبه چهارم [شهر ذیقعده]

به ده دیزان که طرف دست چپ در دامنه واقع است.ده معتبری است.دو سه میدان که از دیزان گذشتیم به ده مهران که بسیار ده معتبری،خانوار زیادی داشت.درخت‌های تبریزی و بید زیاد داشت.رودخانه از پهلوی ده‌ می‌گذشت.کوه و دره و سنگ و رودخانه و درخت و ده،آن‌قدر مفرح و با صفا و قشنگ بود که تعریف و وصف نمی‌آمد.بسیار بسیار با صفا زیاد از حد با روح و مفرح بود. ناهارگاه حرم را هم در مهران زده بودند.ما هم‌ پایین‌تر از ناهارگاه حرم،ما هم در مهران افتادیم به ناهار.صنیع الدوله بود. روزنامه خواند. امین السلطان و سایرین بودند،بعد از ناهار سوار شده‌ راندیم. رودخانه افتاد به دست راست.از توی دره تنگی می‌پیچید می‌رود به‌ جوستان.

ما هم همه‌جا از بغله راندیم، رسیدیم به گردنه خاکی نرمی که‌ خیلی نرم و آسان و خوب بود. زراعت دیمی خیلی داشت. گردنه‌اش هم‌ خیلی بلند و سخت نبود.نرم و کوچک بود.قدری بالا سر راندیم.همین‌ طور این گردنه می‌رود تا سرازیر می‌شود به جوستان،دست راست کوه‌ سختان بلندی بود خیلی سخت و سنگلاخ، در قله این کوه امامزاده‌ای است‌ گنبد سفیدی دارد مثل چادر قلندری اما از سختی کوه‌ مشکل کسی‌ بتواند زیارت برود. اهل اینجا می‌گویند، این امامزاده محمد حنیفه پسر مرتضی علی(ع)است. اما مشکل است راست باشد.شاید یک امامزاده‌ دیگر باشد.

خلاصه وارد جوستان شدیم،ده جوستان در دره وسیعی واقع است، درخت زیاد تبریزی و بید و سفیدار دارد.بسیار جای با صفایی، ده بسیار معتبری است.به قدر دویست خانوار دارد.اردو در جوستان افتاده است. زن‌های این‌جا همه چادرهای سیاه سرشان بود.سرا پرده ما را هم در بیدستان قشنگی زده‌اند، خیلی مفرح و دلباز .چادر ما را در کنار رودخانه زده‌اند.اما چادر حرم،رودخانه ندارد.نهر کوچکی از وسط سرا پرده می‌گذرد. اما خیلی با وسعت و قشنگ است. اسم این رودخانه که‌ از پهلوی چادر ما می‌گذرد رودخانه عالی زن است. منبع این رودخانه از کوه شیر بشم است که آن سمت کوه آب گرم تنکابن است،به قدر ده پانزده‌ سنگ آب دارد،این رودخانه به رودخانه پری چال می‌ریزد.

روز چهار شنبه پنجم‌[شهر ذیقعده‌]

باید برویم به کته ده چهار فرسنگ و نیم سنگین راه است.صبح‌ برخاستیم.حرم جلو ما بود،ولی خان سرتیپ که این‌جا همراه بود،سر راه‌ ایستاده بود.از این منزل مرخص می‌شود و از تنگه بالای همین جایی که‌ اردو را زده بودند و سرا پرده بود و رودخانه عالیزن می‌ریزد،راهی است که‌ به تنکابن می‌رود و ولی خان از این راه خواهد رفت به آب گرم و تنکابن. این رودخانه عالی زن از کوه شیر بشم می‌آید.ولی خان می‌رود به شیر بشم‌ و از آن‌جا به آب گرم و تنکابن سرازیر می‌شود.این راه خیلی نزدیک است‌ و دخلی به آن گردنه طولانی که آمدیم ندارد.ولی خان مرخص شد که‌ برود.بعد آمدیم از اردو امامزاده‌ای که بالای سختان کوه است نگاه کردیم. خیلی جای غریبی است و میانه سختان است.

با دوربین هم دیدیم.از قراری که می‌گویند یک سنگ آب هم آن بالا دارد.از این‌جا قدری پایین‌تر به نظر آمد که اسمش گوران است و می‌گویند جاهای خوب طالقان همین‌ دره رودخانه پی به پایین است که می‌رود به حسن جان و شهرک و فشندک. خیلی از صفا و هوای آن جاها تعریف می‌کنند.انشاء الله بعد از ای باید بیاییم و ببینیم.از منزل راندیم.از توی ده و رودخانه گذشته به میدانگاهی‌ رسیدیم و علمای طالقان ایستاده بودند.جلو کشیده با آنها صحبت کردیم.

منبع: یادداشت های منتشر نشده ناصرالدین شاه

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در print

Leave a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مطالب بیشتر
اسکرول به بالا